هدیه عشق ... 59

S.E.M

 

درس پنجاه و نهم : ازدواج معنوی ... " ما تنها نیستیم "

 

ماه ها بود که سخنی از پال توئیچل در فکرم جریان داشت . همیشه وقتی به موضوع خاصی فکر نمی کردم سر و کله اش پیدا می شد ، و با آمدنش آگاهی ام را ارتقاء می بخشید .

" این نیرویی عظیم است که به وی زندگی می بخشد . و این خداست که به او رخصت بقاء می دهد . " این ها سخنان پال بودند .

این موضوع آن قدر تکرار شد که دیگر واقعا تعجب انگیز شده بود . آیا اک پیام ویژه ای داشت ؟ به نظر می رسید با تغییراتی که داشتند در زندگی ام رخ می دادند ، تناسب دارد .

یک روز هنگام نهار ، وقتی داشتم از خیابان رد می شدم ، گفته های پال دوباره به فکرم آمد . از ماهانتا خواهان بینش عمیق تری شدم . آیا چه چیزی را باید می آموختم ؟

استاد پاسخ داد : " طرف راستت را نگاه کن . "

عروس جوانی را دیدم که از مغازه ای بیرون می آید . لباس سفید رنگ زیبایی به تن داشت و دسته گلی را در دستانش می فشرد . درخشش صورتی رنگ گونه هایش گواه خوشحالی درونی او بودند ، و او تنها بود .

احساس اتحاد و انتظار در وضعیت تنهایی اش کاملا آشکار بود . ماهانتا ، قصد داشت ازدواج معنوی را به من خاطر نشان سازد . " هدف روح در زندگی – اتحاد با اک است . "

 

ماهانتای خوبم هرگز شب گذشته رو فراموش نمی کنم در حالی که همهء در ها به رویم بسته شد چطور معجزه کردی و راه را نشانم دادی در اون تاریکی ... هرگز فراموش نمی کنم که جمله های زیر را در چه شرایطی نوشتم ... هرگز فراموش نمی کنم که چقدر نزدیک بود همه چیز رو از دست بدم ... روزه ام رو ... عشقم رو ... شوق و انتظارم رو ... بزرگترین دلخوشی ام رو ... هرگز فراموش نمی کنم که باز به کلام خرد زرین چطور با من صحبت کردی و اشاره ای به طرفم فرستادی تا اگر توانایی درک اش رو داشته باشم ، پیگیری کنم تا بلکه بتونم از زجر و عذاب دادن خودم به افراط در احساسات ، دست  بکشم ...و هرگز فراموش نخواهم کرد خواب سمر رو که چطور من رو در خیابانی دیده بود تنها با لباس سفید عروسی که می رفتم ... کجا خانم ؟!!! ... کجا می رفتم ... کجا می رفتی لاله ؟!!! ... حالا خوب می دونم کجا ... ساقه درخت پرشکوه سحر آمیزی که یک روز مثل معجزه در زندگیم جوانه زد رو گرفته ام و دارم می رم بالا ... بالاتر از خونه آقا غوله ! .... سرزمین جن و پری ها ... بالاتر ... سرزمین عجایب ... بالاتر ... سرزمین آرزوها ... بالاتر ... سرزمین رویا ها ... بالاتر ... سرزمین خاطره ها ... بالاتر ... سرزمین ماجراها ... بالا و بالا و بالا تر می خوام برم ... دستت رو محکم گرفته ام ماهانتای من .... و با عشق به هر کجا که برام مصلحت بدونی  میام ... دوستت دارم ماهانتای بهترین ... با عشق ... برکت ...

 

Khode mojeze hasty to ... Nemidunam chetor ehsasam ro begam ,vaqean natavanam ... Mesle ... Khode mojeze ... Dustet daram ostad ... Ba eshgh ... Ba eshgh ... Ba eshgh... Barekat

 

نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 23:36  توسط لاله 
/ 0 نظر / 22 بازدید