هدیه عشق ... 54

S.E.M

 

درس پنجاه و چهارم : بیگانه ای بر لب رودخانه ...

 

...او به عشق الهی که به او نثار می شود پاسخ می دهد و تا وقتی

  که من کیفیت متضاد عشق را نیانگیزم ، او مرا نیش نخواهد زد ...

 

عشق ، همه چیز است . عشق حیات است و حیات ، عشق .

قلب با از خود گذشتن تصفیه می شود و آنگاه عشق آن را تصاحب می کند .

عشق تنها نیرو و اصیل ترین نیرو در تمام کائنات است .

عشق از مجرای عقیده ظهور نمی کند ؛ از مجرای عمل ظاهر می شود .

قانون عشق همهء آنچه را که برای رشد کردن و رسیدن به بلوغ معنوی نیاز داری ، به تو عرضه می کند .

                

                     عشق درحقیقت مطلق است اما مفهوم آن

                      به تناسب آگاهی فرد تفاوت می کند .

 

عشق در هر دلی که غنچه کرد ، روح را به بالاترین جایگاه خداوند متعال رهنمون می شود . در قلبی که منزلگاه عشق است ، همه فضیلت های نیکو و نیکی ها راه خویش و خانهء حقیقی را پیدا خواهند کرد و همهء خصلت های دیگر پژمرده شده و می میرند .

عشق مرزی ندارد و حدی نمی شناسد ، به هیچ شرطی محدود نمی شود و همانند منشاء خود ، خدا ، در تمامی جنبه های منفعت بارش حاضر مطلق ، قادر مطلق و عالم مطلق است .

هر موجی از عشق که در دل عاشق برمی خیزد ، با خود پیام شادی و شعف از جانب معشوق به ارمغان می آورد و هر فکری که بر چنین قلبی خطور کند نشانی از یک عمل نیک و خدمت به خاطر معشوق است .

پس با تو می گویم که عشق خالص آن است که هیچ چیز را به خاطر عشق اش و برای منافع همنوعش دریغ نمی کند و چشم با پاداش ندارد . پس چنانچه آدمی صاحب خلوص باشد ، همه را از چشم پروردگار و حکمت وی می بیند .

عشق را معلم خویش بدار چون عشق همان خداست و آنکه به خدا عشق می ورزد ، عشق را دوست می دارد . عشق است که تو را به خدا پیوند می دهد و عشق است که تو را از اهریمن جدا می کند و پایت را بر راه درستی می نهد . عشق مطلق قانونی بر خویشتن است .

هر آنچه در عالم هستی است به سوی تو جذب نمی شود مگر اینکه عشق را بی مصالحه به درون قلب خویش راه دهی .

پس ، اگر آرزوی عشق داری ، تلاش کن این راه را درک کنی که تنها راه کسب عشق از طریق دادن عشق میسر می شود . هرچه بیشتر ایثار کنی ، بیشتر می گیری ؛ و تنها راه ایثار عشق این است که خود را آنچنان از آن پر کنی تا از تو لبریز شود و به مغناطیس عشق بدل شوی .

اما ای فرزند کنجکاو من ، احتیاط کن چون جستجوی فرشتهء عشق کاریست بس خطرناک مگر اینکه خودت را لز ارادت و خلوص انباشته کرده باشی . او می تواند هم تو را نابینا کند و هم به تو عظمت ببخشد .

کلید حل همهء مشکلات تنها در عشق یافت می شود . عشق در عمل فعال است و در تاثیر مسری . پس عشق خالص در برتری بی نظیر است ، هیچ قدرتی در موازاتش نیست و جایی که عشق هست ، تاریکی نیست ؛ تاریکی در جوار عشق دوام نمی آورد . به نظر من عشق ، شعله ای است که زندگی را روشن نگاه می دارد و رستگاری ابدی بشر ، به عشق او از برای خدا وهمچنین ، به عشق خدا بر همهء مخلوقات و در همهء جهان های آفرینشش بستگی دارد .

عشق را اندازه ای نیست و این را به خاطر داشته باش که روح عشق در ایثار و فداکاری خلاصه می شود ، نه آنگونه فداکاری ها که شما در زمین می شناسید بلکه در اعمالی نهفته است که برای استاد یا برای خدا و با عشقی صمیمانه انجام می شود به طوری که همه چیز را در راهش فدا کنی .

اگر قادر باشی چیزی را به خاطر معشوقت انجام دهی ، از برکات الهی برخوردار می شوی . آنگاه می دانی که کار به خاطر خدا برکاتی صد چندان دارد چون با انجام هر عملی برای معشوق و از سر عشق ، در حقیقت آن را از برای خدا انجام می دهی .

برای زندگی کردن در دنیا باید به همهء وظایف خویش بپردازی ، لکن ذهنت را بر روی خدا نگهدار . با همه زندگی کن ، با معشوق خودت ، با خانواده ات و به همه خدمت کن . با این همه با احترامی ستایش آمیز و با عشقی عظیم رفتار کن اما این را بدان که آنها به تو تعلق ندارند . پس آنچنان کن که من می گویم ات . همهء وظایف خود را به انجام برسان اما ذهنت را روی خدا نگاهدار .

بنابراین در پایان این بحث با تو می گویم که عاشق حقیقی خدا این جسم خویش را نه یک بار ، بلکه یکصد ملیون بار نثار می کند ، برای او چه تفاوتی می کند چند با به تناسخ در آید ؟ به این ترتیب ، او ترجیح می دهد مورد سوء ظن دیگران باشد ، زیرا چنانچه او را درک کنند ، مشکلاتش صد چندان خواهد بود . کسانی هم که درک می کنند ، با خودش در عالم درون روبرویند و تردید به خرج نمی دهند  ...

 ماهانتای خوبم ... امشب از این جا زود می روم چون حتما باید ببینم ات ... شش روز بیشتر نمانده تا شصت روز ... و من حس می کنم شصت هزار سال هم برای نوشتن کافی نخواهد بود ... ... ... دوستت دارم ماهانتای عشق ... با تمام وجود ... با تمام توانم ... با تمام روح ناتمام ام ... با عشق ... برکت

 

 

 نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:53  توسط لاله 
/ 0 نظر / 11 بازدید