هدیه عشق ... 28

S.E.M

                                         

درس بیست و هشتم : لائوتزو ...

 

راهی که به نور می انجامد  به نظر تاریک می آید ...

راهی که به جلو می رود به نظر می رسد به عقب بازمی گردد ...

راه مستقیم طولانی به نظر می آید ...

قدرت حقیقی ضعف به نظر می آید ...

خلوص ناب کدر به نظر می آید ...

ثبات واقعی تغییر به نظر می آید ...

وضوح راستین گنگی به نظر می آید ...

والاترین هنر ساده به نظر می آید ...

عشق راستین بی تفاوتی به نظر می آید ...

خرد ناب کودکی به نظر می آید ...

 

 شب تنهایی در پیش دارم با دیوارها و موسیقی سکوت ... با کتابها و قهرمان ها ... با این سطر ها و صفحه ها که می نوبسم ... با عشق ... و این تلخی مزمن ... به این فکر می کنم که ناب ترین لحظه ها سخت ترین ها هستند ... به این فکر می کنم که هیچ چیز برای همیشه پایدار نیست و این روزهای سخت ، این لحظه های تلخ و تنهای من هم بالاخره خواهند گذشت ... به این فکر می کنم که باید در همه حال ، هنگام غم و شادی و خشم و مهربانی و تنهایی و دلتنگی ، در همه و همه و همه حال ، عشق باشم ... دوستت دارم ماهانتای خوبم ... با عشق ... کمکم کن برای نوشتن کتابی که هنوز اسمی ندارد ... برکت

 

 نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 20:55  توسط لاله 
/ 0 نظر / 12 بازدید