هدیه عشق ... 49

S.E.M

 

 

درس چهل و نهم : به دوش کشیدنی سخت و طولانی ... " روح نوردان سرزمین های دور "

 

ارباب کارما هرگز در اعمال عدالت عجله نمی کند .

 

تا روزی که این افراد در  وضعیت ثابتی از آگاهی باقی

 بمانند ، زندگی شان همچون گذشته حفظ  خواهد شد .

 

 و لیکن ، اگر روزی فرا رسد که عزم خود را سوی خداشناسی جزم کنند ، آنگاه نوبت بازپرداخت قرض های کارمیکی که به خاطر خیانت به استاد آفریده اند ، فرا خواهد رسد . ( استاد خوبم آیا این خیانت شامل خیانت به خود ، خیانت به تعهدات و خیانت به حقیقت هم نیست؟ ... آن هم در قبال معاملات زمینی بر سر عشق های آسمانی و ادعای بیشتر  دادن ها و توقعات کمتر باز گرفتن ها  و ... )

 

 این بار در مدرسه ای آموزش خواهند دید که پر از گره های باز نشدنی است .

 

عموما از آنجا که نقطهء کور آگاهی این افراد ، خودستایی می باشد ،

قادر نخواهند بود بفهمند علت همهء این مشکلات را خود ساخته بودند .

 

استاد یگانه ام ، این یکی از بزرگترین درس هایی هست که در زندگی به تجربه عینی به من یاد داده ای ... وقتی صحبت از خیانت می کنی انگار پرده های ضخیمی از نادانی ام از برابر چشم هام می افتند تا یک بار دیگه بتونم گذشته رو خوب ببینم و به درستی تشخیص بدم که خیانت در کدام زاویه های پنهان و تاریک زندگیم موذیانه رخنه کرده بود ... خوشحالم از اینکه در زندگی دچار سختی ها و درد ها و انعکاسات فوری کارماهایی هستم که بوجود میارم ... حداقل می تونم دلخوش باشم به اینکه با ثباتی ظاهری و موقتی و فریبنده دچار ایست آگاهی نیستم ... استاد بهترینم لطفا کمکم کن تا جایی که امکان داره خودستایی رو از خودم دور کنم و ازش رها بشم ... ممنونم از اینکه چنین ارتفاعات بلندی از آگاهی رو به من نشون می دی و تشویقم می کنی به اینکه از قدم برداشتن سمت عشق و برای عشق و با عشق  نترسم و با وجود تمام مشکلات و درد ها و تنهایی ها همچنان ادامه بدم ... دوستت دارم ماهانتای عشق ... تا بیکران ... برکت

 

 

 

 نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 22:22  توسط لاله 
/ 0 نظر / 11 بازدید