هدیه عشق ... 12

S.E.M

 

درس دوازدهم : چهار گام به سوی عشق ... " عشق ، رقص زندگی "

و اما چهارمین گام در راه رسیدن به عشق ، هیچ بودن است . به محض اینکه فکر کنی که کسی هستی ، عشق از جاری شدن باز می ایستد . عشق فقط از درون کسی به بیرون جاری می شود که " کسی " نباشد . عشق در نیستی خانه دارد .

هنگامی که خالی باشی ، عشق نیز در تو جای خواهد گرفت .

وقتی آکنده از غرور باشی ، عشق ناپدید می شود .

همزیستی عشق و غرور ممکن نیست . این دو ، جایی در کنار یکدیگر ندارند .

عشق و الوهیت می توانند در کنار یکدیگر باشند . زیرا عشق و الوهیت مترادف هستند ، ولی همجواری عشق و غرور امکان پذیر نیست . بودن عشق و غرور با هم غیر ممکن است .

بنابراین " هیچ " باش . هیچ منشاء همه چیز است . هیچ منشاء بی نهایت است ... هیچ همان الوهیت است . هیچ یعنی نیروانا...

هیچ باش – در هیچ بودن است که به کل می رسی . اگر خود را کسی بپنداری ، راه را گم می کنی . اگر خود را هیچ بپنداری ، به مقصد می رسی .

 

 حالم خوب نیست ماهانتای خوبم ... این " هیچ "  ، حالش هیچ خوب نیست ...

کمکم کن ... تنهام نگذار ... لطفا ...

چقدر غلیظ و سنگین هستن این درد ها ... چقدر آسون مچاله ام می کنند ... دارم له می شم ...

کمکم کن تحمل کنم استاد ... بی صدا ... ساکت ... خفه ...

دوستت دارم ... با عشق دوستت دارم ... برکت

 

نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 22:32  توسط لاله 
/ 0 نظر / 11 بازدید