هدیه عشق ... 30

S.E.M

 

درس سی ام : بازتاب زنجیرهء کارمیک ... " امثال و حکم "

یکی از خوانندگان و همراهانش ، با همدیگر وارد سالن موسیقی شدند تا آوازی را که قرار بود در یکی از سمینار های اک اجرا شود ، تمرین کنند . همراه او ، که خبر داشت خواننده یک سگ ژرمن دارد ، دختر نه ساله اش را هم آورده بود . لحظاتی که آن دو در سالن مشغول تمرین بودند ، دخترک همراه سگ بیرون بازی می کردند . اوضاع روبراه بود تا اینکه سگ به تعدادی کاکتوس برخورد کرد و تیغ هایی در پایش رفت . سگ در حالی که درد زیادی می کشید ، به سمت دخترک پرید تا درخواست کمک کند . دخترک خم شد و به دقت پای سگ را بالا گرفت و تیغ ها را بیرون کشید . سگ به قدری ممنون و هیجان زده شد که خودش را به دخترک چسباند و او به روی کاکتوس ها افتاد . دخترک شروع به گریه کردن کرد ، تیغی در دستش رفته بود .

سگ که شاهد این اتفاق بود برای کمک به دخترک شروع به پنجه کشیدن به روی بازوی او کرد . دخترک متوجه نشد سگ چه می کند . و این عمل ، او را وحشت زده کرد . شروع کرد به جیغ کشیدن . در همین حین ، سگ که متوجه شد کاری از دستش ساخته نیست ، فکر کرد بهتر است دخترک را به کسی برساند تا کمکش کند . بنابراین شروع به پوزه زدن و کشیدن دختر به سمت ساختمان کرد . دختر درحالی که گریه می کرد و جیغ می کشید ، در مقابل سگ مقاومت نشان می داد . ولی بالاخره سگ او را داخل کشید تا بزرگترها بتوانند از او مراقبت کنند .

گاهی اوقات زندگی همین گونه است . مردم می توانند در مقابل محبت های شما بسیار متشکر و ممنون باشند و یا برعکس ، و همین موجب برگرداندن محبت های ما می شود . ناگهان ما خود را مانند دخترک می بینیم که صدمه دیده است و به همین ترتیب بازتاب زنجیرهء کارمیک آغاز می شود . بعدها وقتی فردی می بیند که چگونه ما را مورد صدمه قرار داده است ، تلاش می کند اوضاع را درست کند . همانگونه که آن سگ تلاش می کرد .

بنابراین همه چیز به شکل دیوانه واری پیش می رود ، تا اینکه شرایط مانند این داستان ، به سوی بزرگتر ها برگردانده شود ، یعنی صاحب سگ و مادر دخترک . سپس همهء اوضاع و احوال درست می شود . همه چیز در هماهنگی با یکدیگر طراحی شده اند ، هم آن سگ و هم دخترک قادر بودند به همدیگر عشق خود را بدهند .

برگرداندن شرایط به سوی بزرگتر ها دراین داستان مانند برگرداندن شرایط به سوی ماهانتا ، استاد اک در قید حیات می باشد .

با سپردن شرایط به استاد اک در قید حیات ، مسائل حل می شوند و از آنها تعادل و هارمونی و هماهنگی پدید می آید . 

ماهانتای خیلی خیلی خیلی خیلی عزیزم ... همیشه تسلیم تو هستم ... بی هیچ قید و شرط ... خوب می دانم زندگی اکنونم در نتیجهء بازتاب و انعکاس افکار و اعمال خودم و از نظر تو برایم بهترین شرایطی هست که در آن می توانم  از نظر معنوی بیشتر رشد کرده و از هر لحاظ بهتر و بهتر و بهتر شوم ... مطمئنم در تمام این سختی ها و تنهایی ها دست های تو عاشقانه در کار هستند تا روحم  خالص تر و پاک تر و شفاف تر شود ... تمام این تغییر هایم را مدیون تو و عشق هستم ... چه ترانه قشنگی هست این ... seninle herseye varim ben ... مطمئنم یک روز ، روزی که از نظر تو آمادگی و شایستگی اش را داشته باشم ، زمانی که زیاد دور نیست ، به طور غیر منتظره ، ناگهان عشق ای که انتظارش را می کشم ، دوباره به زندگیم باز خواهد گشت و چه برکتی خواهد بود آن زمان ... ماهانتای خوبم با تمام وجود به تو و بخشش و رحمت و عشق بی پایان ات اعتماد دارم ... و دوستت دارم تا بی نهایت ... با عشق ... برکت

 

 نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 23:0  توسط لاله 
/ 0 نظر / 11 بازدید