هدیه عشق ... 31

S.E.M

 

درس سی و یکم :چگونه عشق بورزیم ... " از استاد بپرسید "

 

همیشه عشق ، توام با درد و رنج است . ولی آتش عشق باعث تغییراتی در نگرش معنوی می شود که روش های دیگر چنین اثری را ندارند . پس بدون عشق ، محکوم به فنا هستیم . ولی با وجود عشق با زجرهایی مواجه می شویم که دل را آتش می زنند .

از یک طرف چلایی را می بینم که عشق نداشته و به دنبال عشق است ، از سوی دیگر افراد بسیاری هستند که عشق داشته ولی آن را از دست داده اند و باید تصمیم بگیرند که آیا حاضرند دوباره آن را امتحان کنند یا خیر ؟

راز در این است که بدون عشق نمی توان زندگی کرد . شما بایستی به دنبال عشقی باشید که با سرنوشت معنوی تان مطابقت داشته باشد . زمانی که آن را به دست می آورید ، پی خواهید برد که چقدر لطیف و آسیب پذیر است ، درست مانند آبی که ناغافل از لای انگشتان عبور می کند .

ماهانتای عشق ، چقدر این جمله به گوشم آشناست ... انگار دیروز بود که می شنیدم مانند آبی هستم که از لای انگشتان عبور می کنم ... استاد خوبم  همین چند سطر را چقدر دقیق آینه ای کرده مقابلم قرار می دهی برای دیدن گذشته و حال و آینده ام ... وقتی حرف از عشقی می زنی که با سرنوشت معنوی ام مطابقت داشته باشد ، وقتی به سادگی می گویی که بدون عشق نمی توان زندگی کرد ، و وقتی صحبت از آتش و رنج های عشق می کنی که لازمهء تغییرات هستند ... و در برابر بزرگترین سوال زندگیم قرار می دهی ... اینکه آیا حاضرم دوباره عشق را نه امتحان که زندگی کنم یا خیر ؟ ... سوالی که هرگز برای آری گفتن به آن شک نکرده ام ... حتی با وجود آتش ها ... با وجود درد ها ... با وجود گذشتن از اعماق دوزخ ها ... استاد مهربانم ... پاسخم همیشه همین است ... چرا که با این درد ها است که تغییر می کنم ... آگاه تر می شوم ... خالص تر می شوم ... و لایق و آماده برای پذیرش عشق این بار در مرتبه ای برتر و پاک تر و راستین تر ، آنچنان که شایسته عشق باشد ... تمام هستی ام تسلیم  تو که ماهانتای عشقی ... دوستت دارم ... برکت

 

 نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 23:47  توسط لاله 
/ 0 نظر / 13 بازدید