هدیه عشق ... 56

S.E.M

 

درس پنجاه و شش : بیگانه ای بر لب رودخانه ...

 

حقیقت همچون نیزه ای تیز ، در دست کسی که خلوص ندارد ،

                            بر خودش زخم خواهد زد .

بنابراین ، اگر خلوص نیافته باشی نمی توانی با خویش صادق باشی و قادر نیستی که حقیقت را به دیگران عرضه داری . پس هر آنکس که عزم کرده است حقیقت را به ظهور برساند یا برای خدا کار کند ، ابتدا باید به خویش الهی درون خود وفا کند .

خلوص بالاترین ها را در بشر طلب می کند . تو مجاز نیستی از کسی بدگویی کنی و زشتی دیگران را ببینی . اگر در اطرافیان ات در جستجوی نیکی هستی ، پس نیکی را در آنان ترغیب کن و همسایه ات را بر آن دار تا کیفیات نیکو را در خویشتن به ظهور رساند . انگشت بر خوبی های همسایه ات بگذار ... اگر نیکی درون او را سپاس گزاری ، نیکی درون خویش را به ظهور می رسانی . کیفیات خوب تو نمی توانند به ظهور برسند مگر ابتدا آن ها را در جهان اطرافت ببینی .

پس آنچه را که برای خود نمی پسندی ، برای دیگران هم مپسند . زیرا اگر اینچنین کنی ، چیزی از طبیعت روح نصیب ات نمی شود و از خویش هم چیزی برای ایثار کردن نخواهی داشت . راه میان بر به سوی خدا را برگزین و از خودت بر همه نثار کن .  

تو خود مشکل خودت هستی . خودت باید به این نتیجه برسی که ابتدا ضروری است راز خویش کوچک ات را کشف کنی تا بتوانی راز خدا را دریابی . این قانون خویشتن است : قانون خدا . بنابراین به تو می گویم تا روزی که خویش کوچک درونت را فتح و معمایش را حل نکردی ، در جستجوی خدا برمخیز .

تا روزی که شایعه ها هنوز می توانند ذهن تو را جذب کنند ، ادعای رستگاری نکن . تا روزی که تقصیرات دیگران بیش از کوتاهی های خودت تو را آشفته می کنند ، تا روزی که ضعف های خودت را معذور می داری و گناه مصائب خود را بر گردن دیگران می اندازی ، هنوز بر مشکل خویش حقیرت فائق نیامده ای .

تا زمانی که پر از عقاید ، نظریات و اندیشه ها باشی ، خدا خویش را از تو باز می کشد . چگونه می توانم خدا را به تو نشان دهم پیش از اینکه تو خویش را از این متعلقات زمینی خلاص کنی ؟

در عوض اشتیاق برای افزودن چیزی به طبیعت خود ، دست از عقاید ، نظریات ، پیش داوری ها ، افتخارات و صدها چیز دیگر که هیچ ضرورتی ندارد مگر برای بازداشتن و دربند کشیدن تو ، بردار . حتی آرزوی خدا هم برای تو مانعی است که باید برداشته شود . تنها به همراه شکفتگی معنوی ات پیش برو ؛ قدم به قدم ، بدون هیچ تفکری در خصوص خوب و بد ، شکست یا موفقیت . نه آنجا که خدا هست درنگ کن و نه آنجا که خدا نیست ، بلکه عبور کن و پیش برو به سوی آنجا که او هست .

 

اطمینان دارم که این هم  از حکمت توست ... دوستت دارم ماهانتای یگانه ... با عشق ... برکت

 

نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 15:35  توسط لاله 
/ 0 نظر / 27 بازدید